شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندی خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
مردمی باشد اگر دارد و از من دارد
غمزه ات از پی دل چند کنم چشم سیاه
اینک اینک دل من گر سر بردن دارد
گِرد لب طوطیِ خطّ تو چه شیرین مرغی ست
که شکر ریز لب و روضه نشیمن دارد
لبِ لعل تو ز خون دل ما سرخ شده ست
ای بسا خون غریبان که به گردن دارد
تا به دریوزهٔ صاحب نظری دیدهٔ من
سایل کوی تو شد لعل به دامن دارد
گر نسوزد دلت از غصّه خیالی چون شمع
از پس مرگ چراغ تو که روشن دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر از عشق و زیبایی سخن میگوید و ارتباط آن با دل و احساسات را به تصویر میکشد. شاعر به زیبایی لبها و غمزههای محبوبش اشاره میکند و نشان میدهد که این زیباییها چقدر تاثیرگذارند. او از غم خود و دلشکستگیهای ناشی از عشق میگوید و حسرت و دردهای ناشی از دوری را بیان میکند. شاعر همچنین به لطافت و شیرینی کلام محبوبش اشاره میکند و در نهایت از روشنایی دل محبوب میگوید که حتی در دلهای غمگین هم میتواند نور افشانی کند.