نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

واقف از جام می لعل تو مدهوشانند

در خور بادهٔ لعل تو قدح نوشانند

آخر ای نامه سفید از صف رندان بدر آی

که در این خانهٔ تاریک سیه پوشانند

چون قدح گرد برای صف عشاق بزن

تا ببینی که در این حلقه چه مدهوشانند

چون بر آریم سر از شرم گنه گرنه به حشر

دامن مغفرتی بر سرمان پوشانند

دهن قال فروبند خیالی و خموش

راز دار سخن عشق چو خاموشانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نشئگی و غم عشق اشاره می‌کند. او از زیبایی و جذابیت جام می لعل صحبت می‌کند که دل مستان را مجذوب خود می‌کند. شاعر از یک نامه سفید، نماد بخشش و پاکی، دعوت می‌کند که در این فضای تاریک و غم‌آلود وارد شود. او با زدن قدح و برگزاری مجلس عشق، جویای حال مدهوشان است. در انتها، شاعر به ما می‌آموزد که در گناهکاری و شرم، اگر بخواهیم به بخشش برسیم، باید سکوت کنیم و راز عشق را مانند خاموشان نگه داریم.