شمارهٔ ۲۴۲ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
ورنه با مهر رخت نسبت دوری دارد
تا بر ابروی تو پیوست دل گوشه نشین
به حضور تو که پیوسته حضوری دارد
گوشهٔ خاطر عاشق ز هوای رخ توست
همچو فردوس سرایی که سروری دارد
راستی هرکه کند نسبت قدّ تو به سرو
هیچ شک نیست که در عقل قصوری دارد
با خیالی ز جفا هرچه کند معذور است
یار، زیرا که جوان است و غروری دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به نور و درخشش معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی او تنها به خاطر نورش نیست، بلکه با دوری و نزدیکی به او احساسات عمیقی در دل عاشق ایجاد میکند. دل عاشق همچون بهشتی است که به زیبایی معشوق وابسته است. شاعر همچنین به ارتباط بین قد معشوق و سرو اشاره میکند و میگوید که اگر کسی این ارتباط را درک نکند، نشان از کمفهمی اوست. در انتها، شاعر به غرور جوانی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که هر حرکت معشوق به خاطر جوانی و غرورش قابل بخشش است.