نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۷ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید

چه بلاهاست کز او بر سرِ ما می‌آید

نیست خالی ز هوایِ تو غم‌آبادِ دلم

خانه‌ای را که تو سازی به هوا می‌آید

صدف گوهر وصل تو نه تنها دل ماست

فیض باران عطایت همه جا می‌آید

یارب ارباب حقیقت چه سخن‌ها رانند

کز زبان همه پیغام خدا می‌آید

گوش کن نغمهٔ بلبل ز من ای گل نفسی

تا ببینی که چه گلبانگ دعا می‌آید

زاهدا همچو خیالی دم یکرنگی زن

کز گِل طاعت تو بوی ریا می‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به بیان مشکلات و بلاهایی می‌پردازد که از جانب خدا بر سر انسان می‌آید. او اشاره می‌کند که دلش هرگز از هوای محبوبش خالی نیست و هرجایی که محبوب باشد، برکت و فیض نیز حاضر است. شاعر به نقش حقیقت و پیام‌های خدا در کلام انسان‌ها اشاره کرده و از بلبل می‌خواهد که نغمه‌اش را به گل بشناساند تا او نیز دعاهای ناب را بشنود. در آخر، نسبت به ریا در عبادت و ظاهرگرایی انتقاد می‌کند و به زاهدان توصیه می‌کند که خلوص نیت داشته باشند.