نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۲ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسد

از ره و رسم قدم داریّ و همّت می‌رسد

فرصت صحبت مکن فوت از پیِ مقصود خویش

حالیا خوش بگذران کآن هم به فرصت می‌رسد

از خروش کوس شاهان این نوا آید به گوش

کاین سرا هر پادشاهی را به نوبت می‌رسد

آخر ای سرگشتهٔ وادیّ هجران بیش از این

تشنه‌لب منشین که دریاهای رحمت می‌رسد

از ره غربت خیالی عاقبت جایی رسید

هرکه جایی می‌رسد از راه غربت می‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این‌اشعار، شاعر به اهمیت تلاش و همت در رسیدن به خوشبختی و موفقیت اشاره می‌کند. او می‌گوید که هر کسی که به خوشبختی و موفقیت می‌رسد، باید از راه و رسم درست و اراده قوی پیروی کند. همچنین فرصت‌ها باید در زندگی غنیمت شمرده شوند و نباید آنها را از دست داد. شاعر به مرور زمان و تغییرات زندگی پرداخته و به این نکته اشاره دارد که هر پادشاه و موفقی در نوبت خود به موفقیت می‌رسد. در نهایت، او به فردی که در حال غم و غربت است توصیه می‌کند که نباید ناامید باشد، زیرا رحمت و خیر در انتظار اوست و هر کس که به جایی می‌رسد، از مسیر رنج و غربت عبور کرده است.