نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش

مرغ دل جان نتواند که برد از دامش

هرکه خواهد که به کامی رسد از نخل بتان

صبر باید به جفایی که رسد تا کامش

ای دل آغاز به کاری که کنی روز نخست

سعی آن کن که ندامت نبری انجامش

با تو هرکس که دمی خوش گذراند، دیگر

چه غم از محنت دهر و ستم ایّامش

تا به نام تو خیالی قدحی درنکشد

نرود در همه آفاق به رندی نامش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساسات انسانی صحبت می‌کند. شاعر به دل می‌گوید که اگر محبوبش به او رحم نکند، او نمی‌تواند از رنجی که در دام عشق دارد رهایی یابد. همچنین، کسی که آرزوی رسیدن به خوشبختی از عشق را دارد، باید صبر کند و با مشکلات و زجرهایی که از عشق می‌رسد، کنار بیاید. شاعر توصیه می‌کند که باید از ابتدا در کارهای خود دقت کرد تا در آینده پشیمان نشود و ذکر می‌کند که لذت‌های کوتاه‌مدت با دیگران نباید منجر به نگرانی از سختی‌های زندگی شود. در انتها، بر اهمیت یاد محبوب و تأثیر آن بر زندگی تأکید می‌کند.