شمارهٔ ۳۰۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
ما به فکر دهنت ذوق شکر یافتهایم
جُسته از غیب نشانی و خبر یافتهایم
ما به کوی تو دری یافتهایم از فردوس
چیست فردوس به کوی تو که در یافتهایم
التماس نظر از لطف تو داریم آری
تا بدانند که ما نیز نظر یافتهایم
ادب آن است که بر رهگذرت خاک شویم
چون مراد خود از این راهگذار یافتهایم
آخرالامر نثار قدمت خواهد شد
درّ اشکی که به صد خون جگر یافتهایم
گر شوی رنجه به سر وقت خیالی وقت است
ز آن کش از چشم تو در عین خطر یافتهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق صحبت میکند. او بیان میکند که از طریق عشق و ارتباط با معشوق به آگاهی و درک عمیقتری دست یافته است. شاعر به زیبایی و نعمتهای دنیای معشوق اشاره میکند و آن را از بهشت برتر میداند. او همچنین اذعان میکند که میخواهد توجه و لطف معشوق را جلب کند و به خاطر عشقش به او، خود را در راه او قربانی میکند. در پایان، شاعر به تلخی و درد عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق حتی در درد و رنج نیز زیبایی خاصی دارد.