شمارهٔ ۳۰۲ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
دیوانه ییم و پای به زنجیر می کنیم
تو از کمال لطف بیارا قصور ما
هرچند ما به کار تو تقصیر می کنیم
با می حقوق صحبت ما این زمانه نیست
عمری ست تا که خدمت این پیر می کنیم
ره برده ایم جانب ملک قلندری
تا پیرویّ شحنهٔ تقدیر می کنیم
گر یار چاره یی نکند درد عشق را
با محنت فراق چه تدبیر می کنیم
اقرار می کنیم خیالی به جرم خویش
نه دعوی صلاح و نه تزویر می کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و وابستگی خود به معشوق میپردازد. او از دیوانگی و زنجیر بودنش در عشق صحبت میکند و به تقصیرات خود در برابر معشوق اعتراف میکند. شاعر میگوید که با وجود مشکلات، همچنان به خدمتگزاری و پیروی ادامه میدهد. او به درد عشق و جدایی اشاره میکند و از عدم تدبیر یار در این خصوص گلایه دارد. همچنین، او بر اقرار به خطاهای خود تأکید میکند و از تلاش برای توجیه یا فریب خودداری میکند.