شمارهٔ ۳۳ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ای که همه کار ما راست به تدبیر توست
غایت بهبود ماست هرچه به تقدیر توست
ما ز جهان غافلیم ورنه در او هر طرف
شهرت دلجوی تو حسن جهانگیر توست
مایهٔ گنج وفا جان خراب من است
چارهٔ مجنون عشق زلف چو زنجیر توست
ای که هوس می بری بندگیِ دوست را
مانع این سلطنت غایت تقصیر توست
یاز کرامت ملاف یا چو خیالی به صدق
پیروِ بخت جوان باش که او پیر توست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف قدرت و تدبیر الهی میپردازد و بیان میکند که همه چیز در زندگی ما تحت تأثیر خواست و تقدیر خداوند است. شاعر به زیباییهای جهان اشاره میکند و میگوید که اگرچه ما از دنیا غافل هستیم، اما زیباییهای آن (که ناشی از الطاف خداوند است) قابل مشاهده است. همچنین به عشق و وفا اشاره میکند و میگوید که این احساسات و تعهدات، ریشه در ارتباط ما با خداوند دارند. شاعر در نهایت از خداوند درخواست میکند که به اوکرامت و بخشش عطا کند و به سرنوشت خود که بارها از نظر سن و سال تأثیر میپذیرد، توجه کند.