نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست

حور اگر دعویّ رعنایی کند ناآدمی ست

بخت بد بنگر که می پوشد ز من راز تو دل

در میان ما و او با آنکه چندین محرمی ست

دل نشاید بست بر عهد بتان بی وفا

کاین بنا را از ازل بنیاد برنا محکمی ست

تا جداییم از رخ چون روز و زلف چون شبت

روز با دردم قرار و شب به ناله همدمی ست

گر بریزد چشم تو خون خیالی باک نیست

هرچه با مردم کند آن شوخ عین مردمی ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به قدرت و تاثیر چشمان او اشاره می‌کند. شاعر از احساسات عاشقانه‌اش می‌گوید و به وفاداری و ناپایداری عشق می‌پردازد. او بیان می‌کند که علی‌رغم نزدیکی و محبت، دل نباید به کسانی که وفادار نیستند بسته شود. همچنین، جدایی از معشوق و احساس درد در روز و شب را به تصویر می‌کشد و در نهایت تأکید می‌کند که حتی اگر نگاه معشوق باعث رنج و درد شود، همچنان او را مقصر نمی‌داند و این رفتار را بخشی از طبیعت انسانی می‌بیند.