شمارهٔ ۴۵ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
گنج تحقیق هدایت به دل آگه ماست
ما نه اکنون ز مقیمان خرابات غمیم
دیر باز است که این دیر حوالتگه ماست
آن گلی را که در این باغ درختی ست بلند
گر نبینیم قصور از نظر کوته ماست
تا قدم همچو خِضِر در طرف عشق زدیم
گر همه آب حیات است که خاک ره ماست
ای خیالی تو خود از چشم فتادی ورنه
همه جا کوکبهٔ دولت شاهنشه ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توفیق و هدایت در مسیر عشق و تحقیق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که تا زمانی که در این بادیه هستیم، توفیق ازل همراهمان است و دلمان از گنج تحقیق پر است. او میگوید که ما اکنون در جمع محبان نیستیم و این مکان، مدتهاست که جای ماست. همچنین به زیبایی گلها و درختان اشاره میکند و میگوید اگر نتوانیم زیباییها را ببینیم، تقصیر از بینش ماست. شاعر با تأکید بر اهمیت عشق، میافزاید که حتی اگر همه آب حیات در دنیا باشد، خاک عشق راه ماست. در نهایت، او به خیالی اشاره میکند که شاید از نظر افتاده باشد، اما همواره نشانههایی از قدرت شاهانه خود را در همه جا میبیند.