شمارهٔ ۵۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
در هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست
سوگند به یاری که هوای دگرم نیست
روزی که مرا بر سر کویت وطنی هست
باور نتوان کرد که در باغ به خوبی
چون عارض تو یاسمنی یا، سمنی هست
ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیست
بر گوی اگر از طرف او سخنی هست
زنهار که بر شیوهٔ آن چشم خیالی
فتنه نشوی ز آن که در آن فتنه فنی هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر درباره زیبایی و خاص بودن عارض محبوب خود صحبت میکند و آن را به یاسمن تشبیه میکند. او میگوید که هر جا که باشد، صدای سرودش شبیه اوست و به محبتش قسم میخورد که هیچ آرزوی دیگری جز وصال او ندارد. شاعر همچنین به زیبایی باغ اشاره میکند و این که زیبایی محبوب او بینظیر است. او به محبوب میگوید که هیچ نظری به دعاگو ندارد و از او میخواهد که مراقب باشد زیرا جذابیتش ممکن است فتنهانگیز باشد. این شعر احساسات عمیق عاشقانه و زیباییشناسی را به تصویر میکشد.