شمارهٔ ۵۲ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چمن را تا نسیمت در دماغ است
ز شادی غنچه را دل باغ باغ است
چو گیسو باز کردی رخ مپوشان
که حسن شب به دیدار چراغ است
تو برخور گرچه از خوان جمالت
نصیب جان عاشق درد و داغ است
چو عشق آمد درون سینهای جان
تو فرما، کز توام باری فراغ است
خیالی ماجرای ما و زلفش
همان افسانهٔ طوطی و زاغ است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شاعر در این اشعار به زیبایی و شادی اشاره میکند. از چمن و گلها به عنوان نمادهای شادی و زیبایی صحبت میکند و به محبوبش میگوید که زیباییاش را پنهان نکند. عشق و دردهای آن را در سر دارد و به تأثیرات عمیق عشق بر دل عاشق اشاره میکند. در پایان، شعر را با اشاره به داستان معروف طوطی و زاغ به تصویر کشیدنی از عشق و زلف محبوبش ختم میکند.