شمارهٔ ۵۴ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا بنیاد جان را محکمی نیست
در او جز غم اساس خرّمی نیست
چه پوشم راز دل از تو چو هرگز
میان ما و تو نامحرمی نیست
اگر در روضه رضوان صد ره از حور
تو را بهتر ندارد آدمی نیست
مرا هر لحظه رسوا کردن ای اشک
به پیش مردمان از مردمی نیست
اگر چه ماه نو بسیار خوب است
به خوبی ابرویت را زو کمی نیست
درون خلوت غم با خیالی
به غیر از ناله کس را همدمی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ناپایداری و نداشتن بنیاد قوی در زندگی اشاره میکند و غم و اندوه را به عنوان تنها اصل وجودی خود معرفی میکند. او از راز دلش سخن میگوید که نمیتواند آن را از محبوب پنهان کند، زیرا هیچ مانعی بین آنها وجود ندارد. شاعر معتقد است که هیچ چیز در بهشت هم به اندازه محبوبش ارزشمند نیست. او همچنین به احساس رسوایی خود در برابر دیگران اشاره میکند و بیان میکند که در دل خود، جز ناله و غم، کسی را نمییابد. در نهایت، او زیبایی محبوبش را با زیبایی ماه نو مقایسه میکند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند جای آن را پر کند.