شمارهٔ ۵۵ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا طریقهٔ عشّاق خود پرستی نیست
چرا که شیوهٔ مردان راه هستی نیست
چو خاک پست شو ار آبروی می طلبی
که میل آب روان جز به سوی پستی نیست
خراب بادهٔ شوقیم و عین بی خبری ست
از این شراب کسی را که ذوق مستی نیست
به آب دیده ز دل نقش غیر پاک بشوی
که قبله گاه نظر جای بت پرستی نیست
کجاست نقش دهانت کز او خیالی را
به دست مایده یی غیر تنگدستی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و رویکردی که عاشقان باید نسبت به خود و دیگران داشته باشند، اشاره دارد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نباید به خودپرستی و خودخواهی ختم شود و این عشق باید بهسوی تعالی و هستی حرکت کند. او از ترک خودبینی و فروتنی در برابر دیگران صحبت میکند و تأکید میکند که برای رسیدن به آبرو و مقام واقعی، باید تواضع پیشه کرد. همچنین، شاعر به لذتهای ناب و بیپروایی عشق اشاره میکند و میگوید که کسی که از این لذتها بیخبر است، نمیتواند حقیقت عشق را درک کند. در نهایت، او به پاکسازی دل و دوری از شرک و بت پرستی دعوت میکند و تأکید میکند که عشق حقیقی در خلوص و فقر درونی نهفته است.