نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آزاد بنده‌ای که قبول دلی شود

خرّم دلی که خاک ره مقبلی شود

ناچار هرکه در خط فرمان کاملی ست

روزی به یمن همّت او کاملی شود

از جان سرشته‌اند تو را ورنه مشکل است

کاین شکل دل‌فریب ز آب و گلی شود

کس نیست جز نسیم که بگشاید ای دریغ

دل را به فکر زلف تو گر مشکلی شود

کشتی عمر غرقهٔ بحر غم است و نیست

زاین ورطه اش امید که بر ساحلی شود

سوزد درون چو مجمر و ترسم که عاقبت

راز دلم فسانهٔ هر محفلی شود

باشد خیالیا که متاع حدیث تو

روزی قبول خاطر صاحبدلی شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف و ستایش عشق و محبت می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که آزادی در تسلیم به عشق و دل‌دادگی است و کسی که به فرمان عشق پاسخ دهد، روزی به مقصود خواهد رسید. او اعتراف می‌کند که زیبایی‌های معشوق از جنس خاک و آب است، اما عشق واقعی در دل انسان‌ها شکل می‌گیرد. همچنین، شاعر به دشواری‌های زندگی و غرق شدن در غم‌های آن اشاره می‌کند، اما با امید به رسیدن به سعادت و آرامش در آینده، می‌کوشد تا راز دل خود را حفظ کند. در نهایت، او امیدوار است که هر روز عشق و یاد معشوق در دل‌های زنده بماند.