شمارهٔ ۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آنکه دل در هوس روز وصال است او را
خواب شب در سر اگر هست خیال است او را
دل ز چشمش چه شد ار کرد سوال نظری
چون نظرهاست در آن جای سوال است او را
خال لبهاش به خون دل صاحب نظران
تشنه از چیست چو در پیش زلال است او را
دل بیمار من از دال و الف خالی نیست
تا قد چون الف و زلف چو دال است او را
به جگر خوردن بسیار به کف کرد غمش
خون عشاق بخور گو که حلال است او را
آفتاب از هوس آنکه شود همسر او
ایستد راست و زان بیم زوال است او را
به کمال است و بس این جور و جفا و ستمش
این صفتها که شنیدی به کمال است او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات و آرزوهای عاشقانه اشاره دارد. شاعر در آن به شخصی که در انتظار وصال معشوق است، میپردازد و بیان میکند که خوابهای او از خواستههایش ناشی میشود. او به زیبایی و تاثیر چشمهای معشوق اشاره میکند و تنهایی و درد دل خود را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به عشق و اشتیاقی که به معشوق دارد، تأکید میکند و نشان میدهد که حتی درد و رنج ناشی از عشق نیز کم و کاستی ندارد. در نهایت، شاعر زیبایی و کمال در صفات معشوق را ستایش میکند و نشان میدهد که این صفات او را منحصر به فرد کرده است.