شمارهٔ ۱۰۰۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ترکمن مه بود به ترکی آی
خوش بود یک شبی به پیش من آی
دیده مه که چون رود بر بام
نو مهی هم به بام دیده برای
خانه بنده بنده خانه تست
خیر مقدم خوش آمدی فرمای
گریه عاشقان به بین ز برون
روز باران بیا به خانه در آی
خانه خالیست از میان مگریز
در به بند و میان بسته گشای
گر وفا می کنی بجای خودست
وعده های کهن به بار بجای
کرد ویران سرای و کاخ کمال
طاق ابروی دلبران سرای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و محبت است، با اشاره به مه و شبهای دلانگیز. شاعر از معشوق میخواهد که به خانهاش بیاید و از او بهخوبی استقبال میکند. او به تنهایی و غم عاشقان اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در روز بارانی به خانهاش بیاید، جایی که دل او برای او تنگ شده است. شاعر به وفا و عشق اشاره میکند و یادآوری میکند که وعدههای قبلی را فراموش نکند. در نهایت، شاعر از ویرانی و غمهای دل خود میگوید که ناشی از دوری معشوق است.