شمارهٔ ۱۰۰۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
چرا هر دم از پیش ما میگریزی
شهی از گدایان چرا میگریزی
به بخیلی مگر ای بخوبی توانگر
که از عاشق بینوا میگریزی
چرانی چرا از دعاگو گریزانت
بلانی بلا از دعا میگریزی
و آن تازه برگ گلی کز لطافت
از آسیب باد صبا میگریزی
اگر او میگریزد ز چشم ای خیالش
نو بگریز بینم کجا میگریزی
کمال ار به او میگریزی ز چشمش
از یک فتنه در صد بلا میگریزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع فرار و دوری معشوق از عاشق اشاره دارد. شاعر از معشوق میپرسد که چرا از او و دیگران میگریزد، حتی از دعاگو و عاشقانی که فقط به محبت او دل بستهاند. او پرسشهایی را مطرح میکند که آیا معشوق به دلیل بخیلی یا ترس از آسیب میگریزد. در نهایت، شعر به عمق احساساتی اشاره دارد که ناشی از جدایی و فاصله است و نشان میدهد که این دوری عذابآور است.