شمارهٔ ۱۰۱۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه لطف است این که با من مینمایی
لب نازک پرسش میگشایی
البته جانست و جانم میفزاید
سبزی که بر لب میفزایی
خطت بر رخ نکوتر خوانده از مشک
مگر خوانند خط در روشنایی
نه عاشق را بلا آمد ز هرسو
چرا زین سر نبایی چون بلایی
چو قامت راست کردی وقت رفتن
قیامت دیدم از روز جدایی
ملولم ز آشنایی رقیبان
چه بودی گر نبودی آشنایی
نمیخواهد کمال از بار جز بار
نیامرزید درویشان گدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر با اشاره به زیبایی معشوق و عشقش، از نازکی لبان او و زیبایی خطش سخن میگوید. او از بلاهایی که عاشق را درگیر کردهاند شکایت میکند و احساس ناراحتی از جدایی را ابراز میکند. شاعر همچنین به حس حسادت از رقبایش اشاره کرده و از آشنایی با آنها ناراحت است. در پایان، او به زندگی درویشان و عدم نیاز به کمال از بار دنیا اشاره میکند. این شعر ترکیبی از عشق، جدایی و فلسفه زندگی است.