شمارهٔ ۱۰۱۸ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
درین پستی گر آن مه را نیابی
به بالا هم شوی آنجا نیابی
طنابت کی کشد زین سو به بالا
سر رشته از اینجا تا نیابی
تو هیچی با وجود او وز این هیچ
نیایی هیچ تا او را نیابی
شوی گم زیر پنهانخانه خاک
گر آن معشوق را پیدا نیابی
بدونان کم نشین کز صحبت دون
مقام قرب او ادنی نیابی
همی می جو کمال امروز و می پرس
که نرسم جوئیش فردا نیابی
به ترکستان با آن خاک درباب
اگر در روم مولانا نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع جستجوی معشوق و کمال میپردازد. شاعر بیان میکند که اگر معشوق را نیابی، به جایی نخواهی رسید و هرچقدر تلاش کنی، بدون وجود او هیچ نخواهی بود. او همچنین بر اهمیت دوری از افراد نادرست و بیمحتوا تأکید میکند، زیرا نزدیکی به آنها مانع رسیدن به مقام عالی میشود. شاعر به جستجوی کمال در روزهای حال و عدم اطمینان از آینده میپردازد و میگوید که در هر جایی اگر نتوانی به معشوق خود برسی، هیچ ارزشی نخواهی داشت. در نهایت، او به یاد مولانا در روم اشاره میکند و اهمیت یافتن معنای واقعی زندگی را یادآور میشود.