شمارهٔ ۱۰۲۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دل ز باران کهن برداشتی
چیست چندین جنگ پیش از آشتی
زنده ام پنداشتی در هجر خویش
این چنینم کشتی پنداشتی
گفتم از خاک رهم انگار کم
لطف کردی بیش از آن انگاشتی
شکر نعمتهای تو کز درد و غم
هیچ رفتم بینوا نگذاشتی
عشق ورزیدی سزا دیدی کمال
تخم محنت کاشتی برداشتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از باران کهن و جنگهای پیش از آشتی صحبت میکند و از احساس خود در خلوتی و جدایی میگوید. او به معشوق میگوید که گمان کرده است، از درد جدایی زنده است، در حالی که او خود را نابود شده حس میکند. شاعر از محبت و لطف معشوقش یاد میکند و تشکر میکند که او را در رنج و درد تنها نگذاشته است. در نهایت، او به نتیجه میرسد که عشق و محبت معشوقش باعث بروز خوشبختی و کمال او شده است و از بذر محنتی که کاشته، برداشت کرده است.