نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی

گره به دریا برسی قطره نبی دریایی

پیش او آنی و در خانقه الله گونی

او مولی و در مدرسه مولانایی

گرنه با اونی اگر پادشهی درویشی

ال ورن بیخویشی اگر با همه تنهایی

بی غمش در تعبی با غم او در طربی

دریاب لب او مگی با لب او حلوایی

گه دلی گاه زبان گاه نهان گاه عیان

گاه آیینه گهی طوطی شکرخایی

زنگ هر آینه کان روی توان دید توئی

دم به دم ز آینه این زنگ چرا نزدایی

پیش روی تو صد آئینه نهادست کمال

روشنست آینه ها بنگر اگر بینایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عمق وجود انسان اشاره دارد و به ما می‌گوید که هر قطره‌ای از دریا، در آغوش دریا نیست و باید تلاش کند تا به آن برسد. شاعر به فلسفه‌ی عمیق وجود و تغییری که در روح انسان ایجاد می‌شود، می‌پردازد. او به دلتنگی و شادی‌های زندگی اشاره کرده و تأکید می‌کند که در کنار عشق و تعلقات، تنها بودن هم می‌تواند آموزنده باشد. همچنین به معانی عمیق‌تری چون شناخت خود و دیدن کمال در آینه‌ها اشاره می‌کند و ما را به تفکر در مورد وجود و حقیقت دعوت می‌کند. در نهایت، شاعر از ما می‌خواهد که به درون خود نگاه کنیم و با دیدی بیناتر به زندگی و آینه‌های اطرافمان بنگریم.