شمارهٔ ۱۰۴۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
گر از شاخ دولت گلی چیدمی
نسیمی ز کوی تو بشنیدمی
به بوی نو جانم خریدی صبا
اگر من بدان دولت ارزیدمی
ز کویت سگی گر رسیدی به من
از آن در حدنی پرسیدمی
دهان و لب از صد شکر شستمی
همه گرد پایش بلیسیدمی
گر این حسن بودی چو زلفت مرا
به گرد رخ خویش گردیدمی
شب و روزه سودای خود کردمی
به رخسار خود مهر ورزیدمی
به آتشکده در جمال بتان
گر از روی نو پرتوی دیدمی
چو زلف تو زنار بر بستمی
دره آتشکده بت پرستیدمی
از آن غمزه گر مست گشتی کمال
چو چشمت به محراب غلطیدمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات شدید شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که اگر به معشوق نزدیک شود یا از زیباییاش بهرهمند گردد، چقدر خوشحال خواهد شد. او به توصیف صفات معشوق و خواستههایش میپردازد و نشان میدهد که عشق او چقدر عمیق و واقعی است. همچنین از تمایل به پرستش زیبایی معشوق و تأثیرات روحی آن بر خود سخن میگوید. در کل، این شعر احساسی عمیق و ستایشگرانه نسبت به عشق و زیبایی است.