شمارهٔ ۱۰۴۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر او یاد من دلخسته کردی
دل آه و ناله را آهسته کردی
نیامد بر سرم چون حیف میرفت
که پای نازک از من خسته کردی
به محراب ار بدیدی زاهة آن روی
دعای ابرویش پیوسته کردی
کجا پروانه با شمعی نشستی
حذر گرز آتش ننشسته کردی
کجا پیش خطش مور سلیمان
که خدمت بامیان بسته کردی
چو بخشش با نبات افتادی و قند
الب او کوزهها را دسته کردی
کمال آن پسته لب گر خواستی نقل
شکرها در دهان بسته کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حسرت و دلتنگی شاعر برای محبوبش میپردازد. شاعر از درد دل و نالههایش میگوید و احساس میکند که محبوبش او را رنجانده است. او از زیبایی محبوبش و تأثیر آن بر دعا و دعای خود یاد میکند و از ناامیدی و دوری او غمگین است. همچنین به توصیفهایی از علاقه و وابستگی خود به محبوبش اشاره میکند، از جمله تشبیه خود به پروانهای که به دور شمع میگردد. شاعر در نهایت از شیرینی ارتباط با محبوب و احساس خوشایند ناشی از آن سخن میگوید، در حالی که تأکید بر زخمهایی دارد که عشق به او بر دلش زده است.