شمارهٔ ۱۰۴۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی
در کوی تو این خس هم از این باب گذشتی
خار مژه گر دور شدی از گذر اشک
بر دیدة غمدیده شی خواب گذشتی
گر پیرو این اشک شدی صوفی و این آه
بر روی هوا رفتی و از آب گذشتی
ابروی تو گر دیده شدی گوشه نشین راج
از غصه و غم پشت ز محراب گذشتی
ان نیز گذشتی چو مگس ز آن لب شیرین
گر زآنکه مگس از شکر ناب گذشتی
جز لاله که نمی رست کمال از ولیانکوه
گر سیل سرشک تو ز سرخاب گذشتی
یک نامه رسیدی بنو از جانب تبریز
گر یاد تو بر خاطر احباب گذشتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأثیر اشک و غم بر روی حیات و روحیه انسانها پرداخته است. او اشاره میکند که اگر از برادرش اشکی برکشد، این اشک مانند سیلابی میگذرد و حتی خس و خار نیز از این موضوع متاثر میشوند. او بر این نکته تأکید میکند که غم و اشک بهگونهای بر روی دلها و چشمهای غمدیده اثر میگذارد. همچنین، اشارهای به صوفیان و سفر روحانی آنها دارد که از دنیا میگذریند. در نهایت، شاعر به یادگاری از تبریز اشاره میکند و از غم و یاد دوستان میگوید که همچنان در خاطر او باقی مانده است.