نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دری

پیش هر حوری ز آب دیده باشد کوثری

گرنه در هر غرفه زنجیری بود از موی دوست

در بهشت از هر دری آید عذاب دیگری

گرنه آن سرو افکند بر شاخ طوبی سایه

هر ورق در شرح بی برگی بر آرد دفتری

با لب رضوان ما از ما بگو ای سلسبیل

ساقی جانها روان کن باده روشنتری

منتظر منشان چو گل بر خاک اهل روضه را

تازحسرت خون نگردد هر دلی در هر بری

درقیامت خوش برا دامن کشان چون زلف خویش

تا به بینی زیر پا هر جانب افتاده سری

گر به فردا افکنی دیدار میمون با کمال

تا به روز حشر باشد هر دم او را محشری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و وصل در بهشت می‌پردازد. شاعر از اهمیت دیدار محبوب و زیبایی‌های بهشتی صحبت می‌کند. او به حوریان و نعمت‌های بهشت اشاره می‌کند و می‌گوید که در صورت عدم وصل به معشوق، عذاب و حسرت در آن جهان نیز وجود دارد. همچنین بر اهمیت عشق و زیبایی در زندگی و قیامت تاکید دارد و به شور و شوق وجودی در کنار محبوب می‌پردازد. در نهایت، بر این نکته تاکید می‌شود که عشق و زیبایی باید در زندگی و فراسوی آن، در روز قیامت، به یاد مانده و تجربه شود.