شمارهٔ ۱۰۵۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر گم شوی از خود خبر یار بیابی
چون یافتی آن گمشده بسیار بیابی
با موسی دیدار طلب وعده همین بود
گر محو شوی دولت دیدار بیابی
چون سر به گریبان بری و غیر نبینی
در خرف نگو جوی که زنار بیابی
گم شد سر و دستار تو از زحمت اغیار
گر بار بیابی سر و دستار بیابی
دل جانب دلدار چنان دار که از دل
هر بار که جونی بر دلدار بیابی
گر طالب دردی که ز سوز نفس او
ناجسته علاج دل بیمار بیابی
آن عاشق دلسوخته امروز کمال است
کز گفته او گرمی عطار بیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به بهشت و موضوع عشق و دلدادگی میپردازد. شاعر به ما میگوید که اگر از خود گم شوی، در جستجوی یار متوجه خواهی شد که در واقع عشق و دیدار معشوق با پیدا کردن خود، به شما چیزهای بیشتری خواهد داد. اشاره به موسی و ملاقاتش نیز نشاندهنده نیاز به اتصال به یک مقام والاتر دارد. شاعر همچنین بر اهمیت تمرکز بر دلدار و عاطفه تأکید میکند و میگوید که اگر به درد و سوز عشق توجه کنی، میتوانی درمانی برای دل بیمارت پیدا کنی. در نهایت، عشق و احساسات عاشقانه به عنوان کمال و نشانهای از عمیقترین تجربیات انسانی معرفی میشود.