نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر لذت خونریزی آن غمزه شناسی

از تیغ نترسی و ز کشتن نهراسی

ای دل همه رفتند ز دلبر به شکایت

صد شکر کزین درد تو در شکر و سپاسی

به نیست به اندازه روی تو که در حسن

افزونی از اندازه و بیرون ز لباسی

آزرده چه سازی به لباس آن تن نازک

جانی تو سراپای چه محتاج لباسی

درویش نرا جای پر از اطلس چرخ است

خوش باش دو سه روز که در زیر پلاسی

ای شه سر کاوس اگرت کاس شرابست

یاد آرز دوری که تواش جامی و کاسی

دستی نتوان برد کمال از فلک و مهر

مادام که بازیچه این مهره و طاسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف غم و اندوهی می‌پردازد که از عشق و زیبایی محبوبش ناشی می‌شود. او به دل خود می‌گوید که اگر از زخم تیغ معشوق لذت می‌برد، باید از کشتن نیز نترسد. شاعر می‌بیند که همه از معشوق به شکایت رفته‌اند، اما او شکرگزاری می‌کند که این درد عشق موجب سپاسگزاری و خوشحالیش شده است. او زیبایی محبوبش را فراتر از هر گونه لباس یا قاعده‌ای می‌داند و به دل خود می‌گوید که این زیبایی نیازی به پوشش ندارد. در نهایت، شاعر به زندگی کوتاه و لذت‌جوی انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید دغدغه آینده را داشت، بلکه باید از لحظه‌های کوتاه زندگی لذت برد.