نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مپوشان روی خود ای شوخ خود رای

تو چشمی چشم بر عشاق بگشای

ستم تا کی کتنی فرمانیم جور

کرم فرما دگر اینها مفرمای

از دست ما کجا بگریزد آن زلف

که طاوسیست چندین رشته بر پای

تو ماهی دیده و دل منزل تست

دلت هر جا فرود آید فرود آی

دل ویرانه مأوای تو کردیم

چو در مأوا نباشی وای ماوای

روم گفتی و سایم رخ بر آن در

اگر آسودگی خواهی میاسای

کمال آن استان کردی تمنا

بهشت عدن بادت مسکن و جای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و دلدادگی اشاره دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که خود را پنهان نکند و نگاهمان را به عاشقان گشوده کند. او از ستم و بی‌محبتی گله‌مند است و از معشوق می‌خواهد که دیگر چنین رفتاری نکند. شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که علاقه‌اش به او غیرقابل فرار است. دل او در عشق بسیار آسیب‌دیده و خانه‌اش خالی از وجود معشوق است. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عشق حقیقی خواستار آرامش و کمال است و بهشت از آن کسی است که در عشق واقعی ساکن باشد.