نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گل و رخسار تو دارند به هم یکرنگی

لب شیرین و دهانت به شکر هم تنگی

به ملامت نشد از لوح دل آن نقطه خال

که سیاهی نتوان شست به آب از زنگی

خالهای سیه تو بزنخدان گوئی

دهنت دانه بچه کرد ز بیم تنگی

تا چرا غمزه و ابروی توأم زود نکشت

سالها رفت که با تیر و کمان در جنگی

صوفی ار جام لبت بیند و در کنج حضور

نشکند شیشه سالوسة زهی بی سنگی

جامه رنگین چه کنی جام طلب کز می عشق

رنگ آنراست که دارد صفت بی رنگی

تا هنوزت قدمی در ره هستیست کمال

رو که از مقصد خود دور به صد فرسنگی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر به یکرنگی گل و رخسار معشوق، شیرینی لب‌های او و خال‌های زیبایش اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به تضاد بین زیبایی و غم در چشم‌ها و ابروی معشوق اشاره می‌کند و احساساتی از عشق و دوری از معشوق را به تصویر می‌کشد. در نهایت، او به این موضوع می‌پردازد که تا زمانی که عشق وجود دارد، انسان همچنان در جستجوی کمال و هدف خود است، حتی اگر از مقصود دور باشد.