نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مبارک منزلی خوش سرزمینی

که آنجا سر برآرد نازنینی

براین من که گر باشد جز این نیست

که حوری هست و فردوس برینی

یقین دانی که چشمش عین فتنه است

گرت حاصل شود عین الیقینی

به آن لب ملک دلها شد مسلم

سلیمان ملک راند به انگبینی

جو پیش رخ خط آری سوزیم جان

شد این حرفم درست از پیش بینی

بشوید چشمم از غیرت به صد آب

چو بینم بر درت نقش جبینی

کمال از سینه گل مهر آن سرو

تزید صدر پی بالا نشینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی‌های یک سرزمین می‌پردازد که در آن فردی دلنشین و نازنین زندگی می‌کند. شاعر از جذابیت و فتنه چشمان او سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که او مظهر عشق و زیبایی است. همچنین، زیبایی لبان او را به عنوان دلربایی برای دیگران توصیف می‌کند و تمایل خود را به دیدار او ابراز می‌دارد. در نهایت، شاعر از کمال و زیبایی این فرد سخن می‌گوید و اینکه او در اوج زیبایی و مقام نشسته است.