شمارهٔ ۱۰۶۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا در درد بی باری دریغا بار بایستی
هزاران غم کزو دارم یکی غمخوار بایستی
نمودی چهره مقصودی ز رخسار و خط خوبان
ولی آئینه ما آی پی زنگار بایستی
چه سود ار همدمم شد خضر سوی چشمه حیوان
مرا همراهی آن سرو خوش رفتار بایستی
قدم گر رنجه فرمودی به سروقت من از یاری
رقیب آن روز دور از بار و گل بی خار بایستی
توانستی بت چین کرد با او دعوی خوبی
ولی از نرگسش چشم و ز گل رخسار بایستی
ز لب گر وعده فرمودی که بوسی با تو بفروشم
چو نوحم عمر و چون قارون زر بسیار بایستی
کمال از جمله نشربنی که بخشد بار با باران
ترا بایستی وصلست و آن هر بار بایستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و غمناک شاعر درباره عشق و آرزوهایش میپردازد. شاعر از بار سنگین درد و غمهای خود سخن میگوید و آرزو دارد که کسی در کنار او باشد تا به این دردها غمخوار باشد. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و به کنایه از بیپاسخ ماندن عشقش رنج میبرد. در ادامه، او به تنهایی و دوری از محبوب اشاره میکند و دردش را از عدم همراهی و یاری دیگران بیان میکند. در نهایت، شاعر بر این باور است که وصل به محبوب میتواند او را از این بار سنگین رها کند و تنها آن را درمان دردهایش میداند. به طور کلی، شعر به مضامین عشق، غم، انتظار و تنهایی پرداخته و از زیباییهای ارتباط انسانی میگوید.