نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ناوک غمزه چو هر سو به شتاب اندازی

دل شتابد که سوی جان خراب اندازی

گرم از پا نکند خال لبت سهل مگیر

به مگس سهل نباشد که عقاب اندازی

دل تحمل نکند جان نتواند برداشت

بار آن سایه که با رخ به نقاب اندازی

شمع آخر شده یارب چه شبی باشد آن

که منت بوسم و خود را تو به خواب اندازی

خون دلها که کبابست چو می نوشت باد

گربه مستی نظری سوی کبابه اندازی

به من رند بده تا سر حاسد شکنم

زاهدا سنگ که بره جام شراب اندازی

فیض ازین سان که ترا میرسد از گریه کمال

زود بینند که سجاده بر آب اندازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طور کلی درباره عشق و احساسات عمیق انسانی است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به توصیف حالاتی می‌پردازد که عشق در دل ایجاد می‌کند. او به نقش قدرت و تاثیری که معشوق بر دل عاشق می‌گذارد اشاره می‌کند و این که چگونه دل عاشق برای رسیدن به محبوب در التهاب است. در این میان، تمثیل‌هایی از زیبایی، درد، و التهاب عشق به کار رفته است. شاعر از مضامینی نظیر انتظار، شوق دیدار، و دوگانگی احساسات نیز سخن می‌گوید. در نهایت، دست‌نوشته‌هایی از گریه و دعا و طلب کمک را نیز ارائه می‌دهد.