شمارهٔ ۱۱۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ترا به یک دو خط مصطلح فضولی چیست؟
اصول علم لدنی به بی اصولی چیست؟
کلام خواندی و منطق کز آن شوی مقبول
ازین دو حاصل تو غیر بی حصولی چیست؟
ز حرص قدر و محل مشخ گشته ای و هنوز
تناسخی چه بود گونی و حلولی چیست؟
دل از شنیدن قرآن بگیردت همه وقت
چو باطلان ز کلام حقت ملولی چیست؟
به راه خیر به یک فطره افتدت صد مکث
بشرت این همه بی صبری و عجولی چیست؟
مقربان خدایند وارثان رسول
تو از خدای چنین دوری و رسولی چیست؟
چو ناقصان همه شهرت طلب شدند کمال
بهین مقام ز گمنامی و خمولی چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی مفاهیم عمیق علم و حقیقت میپردازد. او از پرسشهایی سخن میگوید که وجود انسان و علوم را تحتالشعاع قرار میدهد. شاعر از فضولی و عدم اصول در علم میپرسد و به مفهوم کلام و منطقی که ممکن است فرد را مقبول کند اشاره میکند. همچنین به حرص و جاهطلبی انسانها پرداخته و از دوری انسانها از خدا و پیامبر سوال میکند. در نهایت، او به نکتهای مهم اشاره میکند که افرادی که به کمال نزدیک میشوند، معمولاً در گمنامی هستند و باید از خودپرستی و شهرتطلبی دوری کنند.