شمارهٔ ۱۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ایها العطشان فی الوادی الهوا
جوی جویبان جانب دریا بیا
آب را پیش لب هر تشنه ای
مالت الاکواب قل قل قولنا
از سقاهم ربهم ابریقهاست
ما به لب پیش لب ما و شما
گریه تا چند از عطش ای نور چشم
پیش چشمت آب چشمی برگشا
لو وجدت الخضر عینا فانتبه
کیف یحیی النون فی عین البقا
از نسیت الحوت اگر یادیت هست
همچو آن ماهی بخضری آشنا
گر طلبکاری مشو دور از کمال
لم تجد بعدی ولیا مرشدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و احساس عطش و جستجوی آب میپردازد. شاعر به تشنهگان در بیابان میگوید که به سمت دریا بیایند و آب را نزدیک خود ببیند. او از خداوند میخواهد که آب را به تشنهگان بدهد و به آنها امید میدهد که با اشکهای خود از عطش رهایی یابند. همچنین به تجسم چشم نوری اشاره میکند که میتواند آب را به حقیقت بیاورد. در نهایت، شاعر به جستجوی کمال و ریشهیابی در زندگی اشاره دارد و هشدار میدهد که اگر به دنبال حقیقت نروند، راهنمایی نخواهند یافت.