نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست

چشمی که چنین است به دیدار تو اولیست

صورنگر از آن صورت و معنی چو خبر داشت

انگیختن صورت چینش به چه معنیست

بر طرف چمن سور به صد شرم بر آید

از سایة قد تو که همسایه طوبیست

زآن طاق دو ابرو که بخوبی شده طاقند

کریست در آن طاق که منسوب به کسریست

خونی که به جو میرود از دیده مجنون

سیلی است که راه گذرش بر در لیست

زآن زلف به دردم شده رنجور چو ایوب

از لب شکری ده که شفاخانه عیسی ست

هر خوب که در چشم کمال آبد و محبوب

را گوید به از آنی نو و فکری به ازین نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و جاذبه‌های خاصی می‌پردازد که از نگاه محبوب ناشی می‌شود. شاعر با تصویرسازی‌های زیبا، نور و درخشندگی چشمان محبوب را به تصویر می‌کشد و از احساساتی چون عشق و خواهش سخن می‌گوید. او همچنین به زیبایی چهره و ابروهای محبوب اشاره کرده و تأثیرات عمیق این زیبایی‌ها بر دل و جان خود را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هیچ زیبایی و کمالی به پای محبوب خود نمی‌رسد و او را بالاتر از همه‌ی زیبایی‌ها می‌داند.