شمارهٔ ۱۲۹ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خطت سبز و لبت مشک و گلاب است
دهانت ذره رویت آفتاب است
تو گنج حسن و بس خانه دل
که از شوق چنین گنجی خراب است
دل من بی به روی تو سوزان
چو کتان از وجود ماهتاب است
شبی کان آستان بالین من نیست
چه جای بستر و چه جای خواب است
برو ناصح مترسان از عذابم
که دیدار تو ما را خود عذاب است
بحمد الله ندارم دامن تر
اگر بر خرقهام داغ شراب است
کمال آن خاک در از گریه تر ساز
که در باران امید فتح آب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شخص مورد نظر میپردازد. شاعر با بیان ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق، احساس عمیق عشق و شوق را به تصویر میکشد. او از دل سوختهاش میگوید که به خاطر دوری از معشوق به حالت بیتابی رسیده است. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که دیدن معشوق برایش همچون عذابی است خوشایند و به نوعی حیات او به زیبایی معشوق وابسته است. در نهایت، شعر به جاذبهای اشاره دارد که این عشق و زیبایی به زندگی و روح انسان میبخشد.