نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل سختت به سندان سخت بارست

دهانت را میان بس راز دارست

به آن خاک قدم جان همنشین است

به آن چاه ذقن دل یار غارست

ز بار جور و بار غم نترسم

من و آن آستان چندانکه بارست

چو بر گل میخرامی پا نگه دار

که گل را بیشتر زحمت ز خارست

به طاق ابروان در رشته کاریست

سر زلفت ولی رخ ساده کارست

که بست آن نقش عارض آفرین باد

که آب دست در وی آشکارست

کمال از گفته خود هرچه داری

تخلص های تو بس آبدارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیدگی‌های عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر با تشبیه دل به سندان و دهان به رازدار، اشاره به سختی‌ها و رازهای زندگی دارد. او همچنین به قدم زدن بر خاک و یاد یار اشاره می‌کند و از بار غم و رنج نمی‌هراسد. در ادامه به لطافت گل و زحماتی که خار برای آن به وجود می‌آورد، پرداخته و به زیبایی‌های چهره و ابروان محبوب اشاره می‌کند. شاعر در نهایت به کمال کلام و زیبایی تخلص‌ها اشاره دارد و آن‌ها را گوهرهایی ارزشمند می‌داند. این شعر به زیبایی‌های عشق و استقامت در برابر مشکلات می‌پردازد.