نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

از پیرهنت بویی آمد به گلستان‌ها

کردند پر از نکهت گل‌ها همه دامان‌ها

با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفه

کز رشته زلف تست این چاک گریبان‌ها

تا خوان جمالت را آراست به سبزی خط

افکند لب لعلت شوری به نمکدان‌ها

گر زلف برافشانی در پا فکنی سرها

چون لب به حدیث آری بر باد دهی جان‌ها

دیدار رقیب از دور افزود مرا گریه

از ابر سیه باشد افزونی باران‌ها

بیمار ترا محرم شربت دهد و مرهم

بی‌چاشنی دردت فریاد ز درمان‌ها

عیش و طرب عاشق درد و غم یار آمد

گر نیست گمان اینها باشد دگرت آن‌ها

عید است و کمال ار یار دارد سر قربانی

ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه‌ی یار می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا به حس و حال عاشقانه‌ی خود اشاره می‌کند. بوی پیرهنت به گلستان‌ها باز می‌گردد و همه جا را پر از نکهت می‌کند. زلف و لب یار به قدری جذاب و دلنشین هستند که گویی جان‌های عاشقان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. شاعر همچنین به درد و غم ناشی از دوری یار اشاره کرده و می‌گوید که در این حال، دیدار رقیب از دور باعث افزایش دلتنگی و گریه‌اش می‌شود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عید و شادی واقعی زمانی به وجود می‌آید که یار در کنار باشد و باید به عنوان قربانی عشق، خود را فدای او کند.