نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از باد مکش طره جانانه ما را

زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را

آن شمع چگل گو که برقص آرد و پرواز

این سوخته دلهای چو پروانه ما را

کردند زیان آنکه به صد گنج فریدون

کردند بها گوهر یکدانه ما را

دیدند سرشکم همه همسایه و گفتند

این سیل عجب گر نبرد خانه ما را

دل گرچه خرابست ز غم چون تو درآیی

آباد کنی کلبه ویرانه ما را

خواب خوش صبحت برد از دیده مخمور

شب گر شنوی نعره مستانه ما را

خواهد گله ها کرد کمال امشب از آن زلف

شبهای چنین گوش کن افسانه ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های عشق و دل‌باختگی اشاره می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که با لطافت خود، دل‌های داغدار و ویران شده را شاد کند. شاعر به تصویر کردن زیبایی معشوق می‌پردازد و به چالش‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند، از جمله درد و غم‌های ناشی از فراق. او همچنین به قدرت و تأثیر معشوق بر روح و روان خود اشاره می‌کند و از شب‌هایی صحبت می‌کند که با یاد او پر از شور و شوق می‌شوند، به طوری که حتی خواب را نیز از او می‌گیرند. در نهایت، شاعر می‌خواهد که داستان عشق و احساسات خود را با دیگران به اشتراک بگذارد.