شمارهٔ ۲۰۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق ورزیدن به جان نازنینان نازک است
خامه این بیچاره را خود که جانان نازک است
ناز کیها مینماید آن میان یعنی به من
زندگانی خواهی ار کردن بدین سان نازک است
یکدم بگذر ز عین مردمی بر چشم من
زانکه بر آب روان سرو خرامان نازک است
گل ندارد پیش سرو سیم برهم نازکی
گرچه میگویند گل را کز گیاهان نازک است
رسم خوبان جهان عاشق کشی باشد کمال
کارهر مسکین که عاشق شد بر ایشان نازک است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان لطافت و شکنندگی عشق و احساسات انسانی میپردازد. شاعر با تأکید بر نازکی جان نازنینان و زیباییهای ظریف، از دشواریها و پیچیدگیهای عشق میگوید. او اشاره میکند که زیبایی و ظرافت در رفتار و روابط انسانی باید مد نظر قرار گیرد و به نوعی نسبت به عشق و تجربههای عاشقانه هشدار میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عاشق شدن و عاشق بودن ممکن است باعث آسیبپذیری انسانها شود.