شمارهٔ ۲۰۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمت دارم مرا شادی همین است
از بختم جای آزادی همین است
ز بیدادت خراب آباد شد دل
درین ویرانه آبادی همین است
دگر بیداد نکنم بر تو گفتی
مرا داد از نو بیدادی همین است
ترا در دل ز ما گفتی چه شادی است
غلام تست دل شادی همین است
نکر آموخت چشمت از نو شیوه
درین شاگردی استادی همین است
از من پرسی دلی چون صید کردم
چه گویم حد صیادی همین است
کمال از خود ببر آنگه رو این راه
که قطع اینچنین وادی همین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غمت را دارم و شادی من همین است. آزادی من هم از همین وضعیت است. دل من از بیداد تو خراب شده و در ویرانی، آبادیام همین است. دیگر بیداد نکنم، چون تو گفتی. شادی من از تو و محبتت است. چشمت به من نگاهی تازه آموخته است و این شاگردی است. وقتی از من میپرسی دلی چرا صید کردم، نمیدانم چه بگویم، چرا که این حال صیادی است. برای پیشرفت، خودت را نیک بساز و سپس ادامه بده، چون اینجا راه سختی است.