شمارهٔ ۲۰۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست
دیده ها از بامها در جست و جوی ماه نو
عاشقان از پستی و بالا به جست و جوی دوست
لیلة القدری که در وی بود حلقه حلقه روح
بافتم آنها همه در حلقه های موی دوست
پیش رویش خواست خلقی سوخت عید از آفتاب
کرد دفع پرتو آن سایه گیسوی دوست
باد پیماید علم در عیدها پیش کسان
زانکه خود را بر کشد با قامت دلجوی دوست
عید اگر بازی کند چوگان و گوها بشکند
باز بتراشم من سرباز از سر گوی دوست
تا نماز عید نگذاری مرو زین در کمال
عید گاه عاشقان چون نیست الأ کوی دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و معنوی را در پیوند با عید و دیدار معشوق توصیف میکند. شاعر به جستجوی ماه نو، که نماد دیدار معشوق است، اشاره میکند و این جستجو را به جستجوی دوست تشبیه میکند. او بهطور نمادین حلقههای روح و مو را به یکدیگر مرتبط میکند و از محفل عید و شادی سخن میگوید. در نهایت، شاعر بر اهمیت حضور در جمع عاشقان و عشق به دوست تأکید میکند و میگوید که عید بدون او معنایی ندارد. این شعر با تصاویری زیبا و عاطفی، احساس عشق و انتظار را به تصویر میکشد.