شمارهٔ ۲۰۸ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
غمت ریخت خونم شهادت همین است
شهادت چه باشد سعادت همین است
نه امروز رسم جفا کرد؛ تو
ترا سالها شد که عادت همین است
چو میرم ز دردت گذر بر مزارم
مرا از نو چشم عبادت همین است
نخواهی دمی بی جفا عاشقان را
ازین بیوفائی مرادت همین است
اگر بر درت باز مانم به خدمت
نشان قبول عبادت همین است
هلاک من از عشق باشد ارادت
مرید طلب را ارادت همین است
کمال از سگ کویش آموز افغان
که در عاشقی استفادت همین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بیان عشق و ارادت به معشوق میپردازد. شاعر با ابراز غم و اندوه از عشق، شهادت عشق را به عنوان سعادت میداند. او به عادت جفا و بیوفایی معشوق اشاره میکند و از عشق و عبادت در کنارش سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که حتی اگر به خاطر عشق بمیرد، آن را برای خودش نوعی کمال و ارادت میداند و یادآور میشود که عشق واقعی آموزنده است.