شمارهٔ ۲۱۸ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست
آنجا همگی صورت و اینجا همه معناست
ای باد بر آن روی نکو این همه برقع
رسمی است به این رسم برانداختن اولاست
از پرتو آن روی جناب سر آن کوی
طوریست که آنجا همه انوار نجلاست
زیر خم ابروی تو آن طرة مکسور
گوشی به تماشاگه طاق آمده کسراست
در کوثر اگر عکس فتد زآن قد و رخسار
گویند که در روضه در رضوان و در طوباست
گفتی چه دهی دل به سر زلف سیاهی
مجنون چه کند کاین کشش از جانب لیلاست
در مکتب عشق است کمال آمده چشمت
طفلی که روان کرده به گریه الف و باست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از دلباختگی و عاشقانهگی سخن میگوید. شاعر با تأکید بر تصویرها و معانی عمیق، به خصوصیات ظاهری و باطنی معشوق میپردازد و به زیباییهای چهره و جذابیت او اشاره میکند. همچنین، عشق و جذابیت او را به صورت خاصی توصیف میکند که باعث میشود عاشق در برابر آن تسلیم شود. در نهایت، شعر به نقش عشق و ارتباط آن با جاذبههای ظاهری و باطنی میپردازد و به شیوهای زیبا، حالتهای عاشقانه را به تصویر میکشد.