نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۰ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر قصد خون ماست پس از دل ربودنت

میباید آن رخ از پس برقع نمودنت

بیرون مشر ز دیده که با آن جمال و زیب

زیبد درون خانه پس پرده بودنت

هر چند خوبتر شود از بستن انگبین

شیرین ترست از آن به سخن لب گشودنت

گر دل شب فراق چنین ناله ها کشد

ای دل کسی به خواب نه بینه غنودنت

فریاد ما شنو، بنو گونیم نشنوی

فریاد و آه ما ز سخن ناشنودنت

ای بوی گل ترا به کف پاش نسبت است

مرغ چمن چنین نتواند ستودنت

آزردن از گزاف بود نور دیده را

تا کی کمال دیده بر آن پای سودنت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد ناشی از جدایی می‌پردازد. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که اگر قصد آزار او را دارد، باید خود را نشان دهد و در پشت پرده پنهان نماند. زیبایی معشوق در مقایسه با هر زیبایی دیگری، اشاره به این دارد که او باید در دنیای واقعی خود را نمایان کند. همچنین، عواطف عمیق و ناله‌های دل شکسته‌ای که در شب فراق احساس می‌شود، به نوعی فراخواندن معشوق برای توجه و همدردی است. شاعر به زیبایی و شیرینی کلام معشوق اشاره کرده و در نهایت از آزار دیدن خود از جانب محبوبش ابراز نارضایتی می‌کند.