شمارهٔ ۲۲۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
گر مرا از نظر انداختی این هم نظری است
هر جفائی که رسد از تو وفای دگری است
دل مجروح مرا هست برآن تیر گرفت
که چرا از حرم خاص تو او را گذری است
باش تا حسن نو روزی به ظهور انجامد
که از آن روز هنوز این رخ زیبا سحری است
ای حسود از سر کین عیب محبان تا چند
عیب خود بین تو که پنداشتهای آن هنری است
برسانید ز من با سگ کویش امشب
عفو فرما گرت از ناله ما دردسری است
دی رقیب از لب او داد به من مژده قتل
دهنش پر ز شکر باد که این خوش خبری است
وصل او می طلبی مختصر این است کمال
کین تما نه به اندازه هر مختصری است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهندهی احساس درد و حسرت عاشق نسبت به معشوق است. شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر معشوق او را فراموش کند، این نیز نوعی توجه است. او از جفاهای معشوق صحبت میکند و به عشق و وفا اشاره میکند. شاعر امیدوار است روزی زیبایی معشوقش را ببیند و حسودان را به چالش میکشد که عیبجویی از محبان هنر خود را نمیتوانند پنهان کنند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که او را ببخشد و به وصال او امیدوار است. تمامی اینها نشان از عمیقترین احساسات عاشقانه و درونی شاعر دارد.