نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

لبت را هر که چون شگر مزیده است

یقین میدان که عمرش پر مزید است

نه بیند تلخی جان کندن آن کس

که لعل جانفزایت را گزید است

نرنجم از تو گر تابی ز من روی

که از خورشید دایم این سزید است

نخواهم دید من روی صبا را

ازین غیرت که در کویت وزید است

وصالت را در عالم نیست آمد

هنوز اندر مقام من یزید است

به بوی حلقه زنجیر مشکین

دل دیوانه در زلفت خزید است

کمال خسته را ای دوست دریاب

که از جان در غم عشقت مزید است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر اشاره دارد. شاعر می‌گوید که کسی که لذت بوسیدن لب‌هایت را تجربه کرده، حتماً عمرش پر از خوشی است. کسی که شیرینی عشق را چشیده، تلخی مرگ را احساس نمی‌کند. او نمی‌تواند از تابی که محبوبش از او می‌گیرد، ناراضی باشد، چرا که این حق اوست. شاعر به خاطر حس غیرت و عشقش، نمی‌خواهد بوی نسیم را از دیگران بشنود، چون این احساسات تنها مربوط به معشوقش است. او همچنین به شدت از کمبود وصال با محبوبش نالان است و دلی دیوانه از زیبایی‌های او را در اشعارش به تصویر می‌کشد. شاعر از محبوبش می‌خواهد که التیامی به درد و شوق جانش در عشق بزند.