شمارهٔ ۲۴۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما دلی داریم و آن بر دلبری خواهیم بست
ما کمر در خدمت سیمین بری خواهیم بست
هر کسی بندنه بهر سیم و زر بر خود کمر
تا نداند دیگری بر دیگری خواهیم بست
گرچه دل بر بار خود بستیم و بس چون زلف یار
چون به عزم راه باری بر خری خواهیم بست
بار اگر بندیم از کوی تو باری بر رقیب
ما بر آن فتراک جانی و سری خواهیم بست
پادشاهان صیدها بندند بر فتراکها
نقش روی زرد بر خاک دری خواهیم بست
رنگ از روی گل و از گل ورق خواهیم ساخت
صورت او گر به روی دفتری خواهیم بست
در میان گریه چون بوسیم پای او کمال
از در و یاقوت بر وی زیوری خواهیم بست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و دلبستگی خود به معشوق میپردازد و از احساسات عمیقش در این راستا سخن میگوید. او از دلی که برای دلبری و خدمت به معشوق بسته، حرف میزند. همچنین اشاره میکند که همه افراد به دنبال زر و سیم هستند، اما او در عشقش با دیگران متفاوت است. شاعر به رمز و رازهای عشق و زیباییها اشاره کرده و به اصرار بر این نکته میپردازد که حتی در سختیها و غمها، عشق او به معشوق او را زینت میدهد. در نهایت، او با بیان تصویرهای زیبا و شاعرانه، عشق و ارادت خود را به معشوق بیان میکند.